
رو به آن احمق که توهین کرد به "احمد" بگو:
شهر مملو از علی بن ابیطالب شده ست ..
" احسان پرسا "
برچسبها: فیلم موهن, توهین به پیامبر
دانلود تلاوت مجلسی استاد کریم منصوری در آغاز مراسم افتتاحیه اجلاس سران جنبش عدم
تعهد، 9 شهریور 1391 در محضر رهبر معظم انقلاب
برچسبها: اجلاس سران عدم تعهد, کریم منصوری
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
http://rasekhoon.net/article/show-105302.aspx
ویژه نامه سال 91 (مقالات سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی )
كار عبادت است
تشويق به كار
ستايش كار
و مالكيت خصوصي كه بر اساس كار پي ريزي شده نشان ميدهد كه انسان به طور طبيعي تمايل دارد مالك حاصل كار خويش بوده و بر آن تسلط داشته باشد، و به همين علت تملك بر اساس كار از احساسات و عواطف غريزي انسان سرچشمه گرفته و حق طبيعي وي ميباشد، و اين يك قانون مسلم و پذيرفته شده نزد تمام عقلا است. و از دو آيه شريفه ذيل نيز همين معني استفاده ميشود:
«و ان ليس للانسان الّا ماسعي»(1).
«و اينك نيست براي انسان، مگر آنچه را كه كوشش كرده».
«للرّجال نصيب ممّا اكتسبوا و للنّساء نصيب ممّا اكتسبن»(2).
«براي مردان از آنچه بدست آوردند بهرهاي، و براي زنان نيز آنچه به دست آوردند بهرهاي است».
قال الصادق (ع): «انّ اميرالمؤمنين اعتق الف مملوك من كدّ يده». (3)
امام صادق (ع) فرمود: «اميرالمؤمنين علي (ع) هزار برده را از كار كرد و دسترنج خويش (خريداري و)آزاد نمود».
عن ابي عبد الله (ع) قال: «انّ الله عزّ و جلّ خلق الخلق و خلق معهم ارزاقهم حلالاً ،فمن تناول شيئاً منها حراماً قصّ به من ذلك الحلال».(4)
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند وسايل زندگي و معاش حلال را همراه آفرينش مردم، خلق كرد. پس اگر كسي حرام خواري كند، خداوند او را در برابر روزي حلال، مجازات خواهد كرد».
عن ابي عبد الله (ع) قال: انّ الله عزّ و جلّ يبغض كثرة النّوم و كثرة الفراغ». (5)
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ از زياد خوابيدن و كم كار كردن كراهت دارد».
بشير الدّهان قال: سمعت أبا الحسن موسي (ع) يقول: «انّ الله عزّ و جلّ يبغض العبد النّوام الفارغ». (6)
بشير روغن فروش گفت: از امام موسي بن جعفر(ع) شنيدم كه فرمود: «خداوند از بنده پر خواب و بيكار نفرت دارد».
زندگي شرافتمندانه
كار و فعاليت اقتصادي، باعث اعتماد به نفس و تحكيم شخصيت است و به انسان عزت و شرف ميبخشد، سعي و كوشش براي امور معاش، نشانه وظيفه شناسي اجتماعي است و آدمي را از ديگران بينياز ميكند.
اشتغال به كار و مجاهده در راه تأمين زندگي شرافتمندانه، مايه سربلندي و افتخار و از عوامل سازگاري خانوادگي و اجتماعي است. كسي كه زحمت ميكشد و با دسترنج خويش، معاش خود و زن و فرزند را اداره ميكند، در پيشگاه الهي مأجور است و در نظر مردم و عائله خود نيز مورد تكريم و احترام است.
خلاصه بيكار گشتن و در زندگي، سربار جامعه بودن به منزله كشتن شخصيت و پايمال كردن شرف انساني است. كسي كه نيرومند و توانا است و ميتواند از راه شغل مشروع، امرار معاش نمايد، ولي از قبول مسئوليت و انجام كار سر باز ميزند، با اين عمل ارزش اجتماعي خود را نابود ميكند و موجبات پستي و سقوط خويش رافراهم ميآورد.
كان رسول الله (ص) اذا نظر الي الرّجل فأعجبه قال: «هل له من حرفة؟ فأن قالوا: لا، قال:سقط من عيني». (7)
وقتي رسول خدا(ص) مردي را ميديد كه اعضا و عضلات نيرومندش باعث شگفتي آن حضرت ميشد، سؤال ميكرد: «آيا حرفه و شغلي داري؟» اگر جواب منفي ميدادند و ميگفتند: نه، ميفرمود: «از چشم من افتاد».
پس كار در اسلام، بسيار به آن سفارش شده و پيامبر خدا (ص) فرمود: «پيش از آنكه عرق بدن كارگر خشك شود، مزد كارش را بدهيد». و فرمود: «روز قيامت خدا مخصوصاً بر سه نفر سخت خواهد گرفت:
الف) كسي كه به نام، تعهدي بكند و قرار دادي ببندد و آن را نقض كند يعني بشكند؛
ب) كسي كه شخص آزادي را، برده سازد و سپس او را بفروشد و از اين پول براي خودش استفاده كند؛
ج) كسي كه كارگري را استخدام كند و از او كار بگيرد و مزد كارش را ندهد».
در حديث ميخوانيم كه يك نفر كارگر زحمتكشي كه دستش از زيادي كار ورم كرده بود نزد پيامبر(ص) آمد و دستش را نشان داد.
حضرت دستش را گرفت و فرمود: «اين دستي است كه خدا و پيامبر آن را دوست ميدارند».
كار عبادت است
اي پيامبر خدا! آيا اين مرد كه با اين عجله براي تحصيل روزي مي دود، عمل او خداپسند است؟ و آيا در راه خدا گام برميدارد؟ حضرت فرمود: اگر براي روزي فرزندانش تلاش ميكند، در راه خدا است، و اگر براي تحصيل روزي خودش در كوشش است براي خدا است، ولي اگر ميدود تا بر ديگران فخر بفروشد و ريا كند، تا از اين طريق چيزي پيدا كند و خود را به ديگران نشان دهد، اين راه شيطان است.
چه افتخاري براي كارگر بالاتر از اينكه حضرت رسوا اكرم (ص) فرمود:
«هر كس براي كمك به يتيم و بينوايي كار كند، مانند كسي است كه در راه خدا جهاد كند، و مانند كسي است كه شب را به عبادت ميگذراند و روز را روزه ميدارد».(8)
عن ابي جعفر(ع) قال: «من طلب الدّنيا استعفافاً «استغناءاً» عن النّاس وسعياً علي اهله و تعطّفاً علي جاره لقي الله عزّ و جلّ يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر».(9)
امام باقر (ع) فرمود: «كسي كه براي بينيازي از مردم و تلاش براي (كسب درآمد) خانواده و عطوفت و مهرباني بر همسايه خويش كار ميكند، روز قيامت در حالي خدا را ملاقات ميكند كه صورتش مثل ماه شب چهاردهم (نوراني)است».
قال رسول الله (ص): «العبادة سبعون جزءاً افضلها طلب الحلال».(10)
پيامبر خدا (ص) فرمود : «عبادت هفتاد بخش است كه برترين آن كسب حلال است».
عن عمربن يزيد قال: قلت لأبي عبد الله(ع) رجل قال: "«لأقعدن في بيتي و لاصلّينّ و لأصومنّ و لأعبدنّ ربّي، فأمّا رزقي فسيأتيني، فقال أبو عبد الله(ع): هذا احد الثلاثة الّذين لا يستجاب لهم».(11)
عمربن يزيد گفت: به امام صادق (ع) عرض كردم: مردي ميگويد من در خانه مينشينم و نماز خوانده و روزه ميگيرم و پروردگار خويش را عبادت ميكنم(و كار نميكنم) ولي روزي من (به دستم) ميرسد، امام صادق (ع) فرمود: «اين مرد يكي از سه نفري است كه دعايش مستجاب نميشود».
عن علي بن عبد العزيز قال: قال أبو عبد الله(ع): «ما فعل عمر بن مسلم قلت:جعلت فداك أقبل علي العبادة و ترك التّجارة،
فقال: ويحه أما علم انّ تارك الطّلب لا يستجاب له دعوة انّ قوماً من اصحاب رسول الله (ص) لمّا نزلت (و من يتّق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب) أغلقوا الأبواب، و أقبلوا علي العبادة، و قالوا قد كفينا فبلغ ذلك النّبي (ص) فأرسل إليهم فقال: ما حملكم علي ما صنعتم؟ فقالوا: يا رسول الله تكفّل الله لنا بأرزاقنا فأقبلنا علي العبادة فقال: إنّه من فعل ذلك لم يستجب له عليكم بالطّلب».(12)
علي بن عبد العزيز گفت: امام صادق (ع) پرسيد: «عمر بن مسلم چه ميكند؟» عرض كردم: فدايت شوم، رو به عبادت آورده و تجارت را ترك نموده است، پس امام (ع) فرمود: «واي بر او، آيا نميداند كه بيكار دعايش مستجاب نميشود. زيرا وقتي آيه «و من يتّق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب» (13) نازل شد، گروهي از اصحاب پيامبر خدا (ص) درها را بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند: (ديگر كار نميكنم و به همين مقدار) بسنده ميكنيم.
به رسول خدا (ص) خبر رسيد، كسي را نزد آنها فرستاده و فرمود: چه چيزي شما را بر كار نكردن وادار كرد؟ عرض كردند: اي رسول خدا ! چون روزي ما را، خداوند به عهده گرفته پس ما به عبادت رو آورديم. پيامبر خدا (ص) فرمود: كسي كه چنين كند ( و كار نكند و فقط مشغول عبادت شود) دعايش مستجاب نميشود. بر شما لازم است به دنبال كسب روزي و درآمد برويد».
عن أبي عبدالله (ع) قال: «نعم العون الدّنيا علي الاخرة». (14)
امام صادق (ع) فرمود: «دنيا ياور خوبي است براي آخرت ( كسي كه كار ميكند و از دنيا چيزي به دست ميآورد، ميتواند آن را در راه آخرت مصرف كند)».
قال رسول الله (ص): «ملعون من ألقي كلّه علي النّاس ».(15)
پيامبر خدا(ص) فرمود: «كسي كه سر بار مردم است ( و به واسطه بيكاري زحمت خويش را به گردن مردم مياندازد) از رحمت خدا دور است».
عن عمرو بن جميع، قال: سمعت أبا عبد الله (ع) يقول: «لا خير فيمن لا يحب جمع المال من حلال يكفّ به وجهه، و يقضي به دينه، و يصل به رحمه».(16)
عمرو بن جميع گفت: شنيدم امام صادق (ع) فرمود: «خيري نيست در كسي كه دوست ندارد مال حلالي را به دست آورد كه آبروي خويش را با آن حفظ كند وبدهكاري خويش را بپردازد و با آن صله رحم نمايد (و به نزديكان و بستگان خويش ببخشد)».
عن أبي الحسن موسي(ع) قال: «ايّاك و الكسل و الضّجر فانّك إن كسلت لم تعمل و إن ضجرت لم تعط لحقّ». (17)
امام موسي كاظم (ع) فرمود: «از كسالت و دلتنگي بپرهيزيد، زيرا اگر كسالت داريد، كار نكردهاي و اگر دلتنگي حق را ( به اهل آن ) ندادهاي».
عن أبي عبد الله (ع) إنه قال: «اياك و الضّجر و الكسل انّهما مفتاح كلّ سوء إنه من كسل لم يؤدّ حقّاً و من ضجر لم يصبر علي حقّ».(18)
امام صادق (ع) فرمودند: «از دلتنگي كسالت بپرهيزيد، زيرا كليد هر شرّي است. كسي كه كسالت دارد حقي را به اهل آن نداده و كسي كه بيحوصله و دلتنگ است،صبر بر حقي نكرده است».
قال ابو عبد الله (ع): «عليك بإصلاح المال فانّ فيه منبهة للكريم، و استغناء عن اللّئيم».(19)
امام صادق (ع) فرمودند: «اصلاح مال بر تو لازم است، چون در اصلاح مال بيدداري بزرگوار و بينيازي از فرومايه است».
عن أبي عبد الله (ع) قال: «الكادّ علي عياله كالمجاهد في سبيل الله».(20)
امام صادق (ع) فرمودند: «تلاشگر براي (تأمين هزينه) خانواده، شبيه رزمنده در راه خدا است».
عن مسمع قال: قلت لأبي عبد الله (ع): «إنّ لي أرضاً تطلب منّي و يرغبون فقال لي: يا ابا سيّار أما علمت أنّه من باع الماء و الطّين و لم يجعل ماله في الماء و الطّين ذهب ماله هباء، قلت: جعلت فداك إنّي ابيع بالثّمن الكثيرة، و أشتري ما هو أوسع رقعة «ربعة» منه، فقال: لا بأس».(21)
مسمع گفت: به امام صادق (ع) عرض كردم: زميني دارم مطلوب و مرغوب (و داراي خريدار،آن را بفروشم؟) آن حضرت به من فرمود: «اي ابو سيّار! آيا نميداني كسي كه آب و گل (زمين) را بفروشد و دارايي خود را در آب و گل (زمين) قرار ندهد، مال او غبار هوا شده (و نابود ميگردد)»؟ عرض كردم: به قيمت زيادي زمين را ميفروشم و (به جاي آن) عمارت بزرگتري ميخرم. فرمود: «اشكالي ندارد».
علاء و عاصم
علاء بيمار شد، علي (ع) به عيادت او آمد. زندگي وسيع و پر طول و عرضش توجه حضرت را جلب كرد، و واضح بود كه علاء در زندگي مادي دچار زياده روي شده است. حضرت فرمود: چه ميكني؟ به اين زندگي دامنه دار چه احتياجي داري؟ تو به آخرت و وسايل سعادت معنوي خود محتاجتري، قدري در آن كوشش كن. سپس فرمود: چرا، اگر زندگي خود را به منظور سعادت معنوي توسعه دادهاي، اگر نظرت از اين زندگي وسيع پذيرايي ميهمان است، اگر هدفت از اين بسط و توسعه، صله رحم و اداي حقوق مردم است، حرفي نيست. تو با همين عملت در راه سعادت معنوي كوشيدهاي و به آخرت نايل شدهاي.
حضرت با اين بيان ملايم و لطيف تذكر لازم را داد و در عين حال براي عمل او ، راه احتمال صحيحي را باز گذاشت و ضمناً فهماند دنيايي كه براي خدمت به مردم، براي صله رحم و احترام ميهمان باشد، آن عين آخرت و معنويت است. علاء بدون اين كه در سخن حضرت درباره خودش چيزي بگويد به حضرت عرض كرد:
«يا أميرالمؤمنين أشكوا أليك أخي عاصم بن زياد. قال: و ما له ؟ قال: لبس العباء تخلّي من الدّنيا. قال: علي به».
«يا أميرالمؤمنين، من از برادرم شكايت دارم: چه كرده؟ عرض كرد: عبايي پوشيده و زندگي دنياي خود را رها كرده است».
يعني اگر من از دنياي خود تندروي كردهام و مورد انتقاد شما قرار گرفتهام، برادرم بر عكس من در امور معنوي دچار تندروي شده و زندگي دنياي خود را ترك گفته است.
حضرت دستور داد احضارش كنند. وقتي شرف ياب شد، به او فرمودد:
«اي دشمنك جان خود، دچار افكار انحراف آميز شيطاني شدهاي، چرا به زن و بچه خويش ترحم نميكني؟ تو گمان ميكني خداوندي كه نعمتهاي خود را بر تو حلال كرده ميل ندارد از آن استفاده كني و بهرهمند گردي. تو كوته فكر و كوچكتر از چنين گماني هستي».
يعني برو زندگي عادي خود را شروع كن، و به زن و فرزند خويش رسيدگي كن، كسب و كارت را دنبال كن و از لذايذ و نعمتهاي الهي بهرهمند شو. گفته علي (ع) سخن پيامبر و امر الهي است. دستور آن حضرت قطعي و لازم الاجرا است. هر دو بايد در روش خود تجديد نظر كنند و از افراط و تفريط پرهيز نمايند تا به سعادت و خوشبختي واقعي نايل شوند.
ولي يك مطلب، گويي براي عاصم، مشكل حل نشدني بود و آن اين كه اگر برنامه دين لذت بردن از غذا و لباس است، چرا خود آن حضرت با لباس خشن و نان جوين زندگي ميكند؟ حضرت فرمود: «من مثل تونيستم، زمام داران الهي وظايف مخصوصي دارند. خداوند بر امامان و پيشوايان به حق، واجب كرده است كه زندگي خود را با زندگي ضعفا و فقراي مردم اندازهگيري كنند و در لباس و غذا با آنها هم قدر باشند تا فقر و تهيدستي باعث ناراحتي و رنج خاطرشان نشود و مايه سركشي و طغيان آنان نگردد.(22)
بدن مسلمان زحمت كش به آتش نميسوزد.
زماني كه رسول خدا (ص) از جنگ تبوك بازگشت، سعد انصاري از پيامبر (ص) استقبال کرد. پيامبر (ص) با او مصاحفه نمود، دستهاي پينه بسته سعد توجه پيامبر (ص) را به خود جلب كرده، پرسيد: «اين درشتي و پينه دستانت چيست»؟ سعد گفت: من با طناب و بيل به كار مشغول هستم و درآمدي را كه از اين راه به دست ميآورم به مصرف خانوادهام ميرسانم. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هذه يد لا يمسّها النّار»؛ «اين دستي است كه آتش جهنم به آن نخواهد رسيد».23
خوردن اجرت كارگر، عمل را تباه ميكند.
قال رسول الله (ص): «من ظلم أجيراً أجره، أحبط الله تعالي عمله و حرّم عليه ريح الجنّة و أنّ ريحها لتوجد مسيرة خمس مأة».(24)
رسول اكرم (ص) فرمود: «كسي كه در مورد اجرت كارگر ستم روا دارد، عملش تباه و از بوي بهشتي كه با فاصله پانصد سال راه استشمام ميشود، محروم ميگردد».
امام هشتم (ع) از پيامبر اكرم (ص) روايت ميكند كه فرمود:
«انّ الله تعالي غافر كلّ ذنب الّا من جحد مهراً أو إغتصب أجيراً أجره أو باع رجلاً حرّاً»؛(25)
«خداي متعال هر گناهي را ميآمرزد، مگر كسي كه مهر زن خود را ندهد يا اجرت كارگر را نپردازد يا انسان آزادهاي را بفروشد».
تلاش اولياي دين براي كسب رزق و روزي
رسول اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) براي آن كه فكر ناصحيح را از صفحه خاطر اين قبيل افراد بزدايند، اولاً: خودشان در هواي گرم و شرايط سخت، كار مي كردند و عملاً به مسلمين درس ميدادند، به علاوه ضمن روايات بسياري، آنان را در طلب روزي، تشويق مينمودند و براي شاهد، به نمونهاي از روايات اكتفا ميشود:
عن أبي حمزة ابيه قال: «رأيت أبا الحسن(ع) يعمل في أرض له قد استنقلت قد ماه في العرق. فقلت له: جعلت فداك، أين الرّجال؟ فقال يا علي! قد عمل باليد من هو خير منّي في أرضه و من أبي. فقلت له: و من هو؟ فقال: رسول الله(ص) و أميرالمؤمنين آبائي عليهم السّلام كلّهم كانوا قد عملوا بأيديهم و هو من عمل النّبييّن و المرسلين و الأوصياء و الصّالحين».(26)
ابن حمزه از پدرش حديث نموده كه گفت: «حضرت اباالحسن (ع) را ديدم در زميني را كه داشت، كار ميكرد و پيشاني حضرت غرق عرق شده بود. عرض كردم: فدايت شوم! مردان كجا هستند كه شما كار ميكنيد؟ پاسخ فرمود: اي علي !با دست خود كسي در زمين خود كار كرده كه از من و پدرم بهتر بوده. پرسيدم: او كه بود؟ فرمود پيامبر خدا (ص) و أميرالمؤمنين (ع). سپس فرمود: تمام پدرانم با دست خود كار ميكردند و اين عمل، روش انبيا و رسولان و اوصيا و صالحين بوده است».
طلب رزق و روزي در حال جنگ و صلح
هشام صيدلاني ميگويد: «امام صادق (ع) به من فرمود: اي هشام! اگر ديدي صحنه جنگ تشكيل گرديده و دو صف در مقابل يكديگر قرار گرفتهاند، تو در آن روز، از طلب رزق دست برمدار».
كار كردن عيب نيست
روزي از مقابل هارون عبور كرد، در حالي كه يكي از خواص هارون، هنگامي كه قاسم را با آن شكل و هيئت مشاهده كرد خنديد، هارون الرّشيد سبب خنده را پرسيد، گفت: اي هارون! اين پسر با لباسهاي كهنه و مندرس، شما را در بين مردم مفتضح و رسوا كرده است. هارون در جواب گفت: علت اين است كه تا كنون، ما براي او منصبي معين نكردهايم، آنگاه هارون الرشيد فرزندش قاسم را خواست و شروع به نصيحت و موعظه كرد كه فرزندم! با اين ظاهر ژنده و كهنه خود، مرا در بين مردم شرمنده ميكني، بيا و حكومت يكي از ولايات را براي تو مينويسم و در آنجا با برخورداري از مقام و درجه حكومت، خداي را پرستش و عبادت كن. قاسم گفت: پدر جان، تو را چندين فرزند پسر است بيا و دست از من بردار، و مرا را در نزد دوستان خدا شرمنده مساز، آنقدر هارون اصرار ورزيد تا قاسم سكوت نمود. هارون دوباره اشاره كرد كه حكومت مصر را به نام اوبنويسد، و فردا صبح نيز به طرف مصر حركت كند، ولي قاسم شبانه از بغداد به طرف بصره فرار كرد، صبحگاه مأمورين به جستجويش پرداختند ولي او را نيافتند. تا اينكه برخي افراد سرانجام فهميدند كه تا كنار دجله آمده است.
عبدالله بصري ميگويد: «ديوار خانه من خراب شده بود و براي ساختن آن ديوار احتياج به يك كارگر داشتم ،به بازار آمدم تا كارگري را پيدا كنم جواني را مشاهده كردم كه در كنار مسجدي نشسته و قرآن ميخواند در حالي كه بيل و زنبيلي هم در جلوي خود گذاشته بود. پرسيدم جوان آيا كارگري ميكني؟ گفت آري و اصولاً خداوند ما را براي همين خلق كرده كه زحمت بكشيم و نان تهيه كنيم. گفتم پس برخيز و با من بيا، گفت: اول اجرت و مزد مرا تعيين كن، تا يك درهم اجرت برايش تعيين كردم از جا برخاست و به خانه رفتيم و تا شامگاه به اندازه دو نفر كار كرد. شب شد و دست از كار كشيد هنگام رفتن خواستم دو درهم به عنوان مزد به او بدهم راضي نشد. گفت به همان مقداري كه قرار گذاشتيم بيشتر نميگيرم. اجرت خود را گرفت و رفت. فردا صبح نيز دوباره به همان جايي كه روز گذشته رفته بودم تا كارگري پيدا كنم رفتم تا او را بياورم ولي در آنجا نبود. از كسي پرسيدم گفت او روزهاي شنبه فقط كار ميكند، و بقيه هفته را به عبادت و پرستش خداي بزرگ ميگذراند، پس صبر كردم تا روز شنبه ديگر كه او را در همان مكان يافتم، و براي انجام كار به خانه بردم، مشغول كار شد و مقدار زيادي كار كرد تا هنگامي كه وقت نماز ظهر فرا رسيد، در اين حال دست و پاي خود را شست و وضو گرفت و به نماز مشغول شد، بعد از خواندن نماز به سر كار خود بازگشت و تا غروب آفتاب كار كرد. شامگاه اجرت خود را گرفت و از خانه بيرون شد.
شنبه ديگر چون كار ساختمان ديوار تمام نشده بود به دنبالش رفتم ولي اين بار ديگر او را پيدا نكردم، پس از جستجو گفتند كه دو سه روز است كه بيمار شده، از محل او سؤال كردم مرا به خرابهاي راهنمايي كردند، بالاخره پس از پيدا كردن او بر سر بالينش رفتم و سرش را بر دامن گرفتم، همين كه چشم خود را باز كرد،پرسيد: تو كيستي؟ گفتم: همان كسي كه دو روز برايش كار كردي! من عبدالله بصريام، گفت: تو را شناختم آيا تو هم ميخواهي مرا بشناسي؟ گفتم آري. گفت: من قاسم پسر هارون الرّشيدم، تا اين حرف را شنيدم بدنم به لرزه افتاد، به خاطر اين كه اگر هارون بفهمد كه من پسر او را به عنوان كارگر ساده به كار واداشتهام با من چه خواهد كرد؟ قاسم فهميد كه من ترسيدهام گفت: عبدالله! هراس نداشته باش، زيرا تا كنون كسي در اين شهر مرا نشناخته، اكنون هم اگر آثار مرگ را در خود نميديدم نامم را نميگفتم.
اما عبدالله من از تو خواهشي دارم و آن اين است كه وقتي از دنيا رفتم اين بيل و زنبيل را به كسي بده كه برايم قبر بكند و اين قرآن كريم را كه پيوسته مونس من بود، به شخصي بسپار كه بخواند و با او انس گيرد، انگشتري را از انگشت خود بيرون كرد و گفت: عبدالله به بغداد ميروي و پدرم هارون روزهاي دوشنبه ملاقات دارد و هر كسي كه بخواهد ميتواند با او ملاقات كند، آن روز داخل ميشوي و انگشتر را در مقابلش ميگذاري، او انگشتر را ميشناسد، چون خودش به من داده و به او ميگويي پسرت قاسم در بصره از دنيا رفت، و وصيت و سفارش كرد كه اين انگشتر را برايتان بياورم، و گفت به شما بگويم، كه پدر! جرئت تو در جمع آوري مال مردم زياد است، اين انگشتر را هم بر آن اموال سرشار اضافه كن، كه مرا طاقت حساب و كتاب روز قيامت نيست.
در اين هنگام ناگاه قاسم خواست حركت كند ولي هر چه كرد نتوانست از جاي خود برخيزد. براي بار دوم خود را حركت داد باز نتوانست، به من گفت: عبدالله! بازويم را بگير و مرا حركت ده كه مولايم علي بن ابي طالب (ع) آمده. تا او را حركت دادم روحش از آشيانه بدن پرواز كرد، گويا چراغي بود كه براي هميشه خاموش شد».
آري، علي (ع) به بالين سر همه انسانها ميآيد، اما براي انسانهاي خوب رحمت و مهرباني نيز به همراه دارد، همچنان كه بر بالين قاسم كه از حرام فرار كرد و دست از حكومت جبار و طاغوتي پدر كشيد، با مهرباني و محبت آمد و سر او را به دامن گرفت و جان به جانان تسليم نمود.
لزوم نظم و انضباط در زندگي
اصلاً تقسيم شبانه روز به 24 ساعت بدين منظور بوده كه انسان براي هر كاري وقتي و براي هر موضوعي آغاز و انجامي در نظر بگيرد و به لحاظ محدوديت وقت و شناخت نسبت به اهم و مهم، امور لازمتر و مهمتر را مقدم بدارد و امور غير ضروري و بي فايده را از برنامه زندگي حذف كند. بايد از گردش ماه و خورشيد و اختلاف شب و روز پند گرفت و از روش و سنت آفريدگار درس زندگي آموخت. خداوند متعال با اين كه برتر از زمان و آفريننده آن است، هنگامي كه داستان خلقت آسمانها و زمين را بازگو ميفرمايد. مسأله زمان و روز و شب و ماه و سال را به ميان ميكشد و هر كدام را با مقطعي از حركت، عنوان زمان تطبيق ميدهد و در يك بيان اجمالي، همه چيز را مقدر و داراي اندازه معرفي مينمايد و ميفرمايد:
«خلق كلّ شييء فقدّره تقديراً»(28)
هر چيز را آفريد و به اندازه معين محدود كرد.
و درباره زمين و آسمان ميفرمايد:
«و هو الّذي خلق السّموات و الأرض في ستّة ايّام»؛(29)
«اوست آفريدگاري كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد».
«الذي خلق السموات و الارض و ما بينهما في ستة ايام»(30)
خداوندي که آسمانها و زمين و هر چه را در ميان آنهاست در شش روز آفريد.
«انّ عدّة الشّهور عند الله إثنا عشر شهراً في كتاب الله يوم خلق السّموات و الأرض»؛(31)
«به راستي شمار ماهها در نزد خداوند در كتاب خدا از آن روزي كه آسمانها و زمين را آفريد، دوازده است».
«و جعلنا اللّيل و النّهار آيتين فمحونا آية اللّيل و جعلنا آية النّهار مبصرة»؛(32)
«ما شب و روز را دو نشانه از نشانههاي قدرت خويش
قرار داديم و آيت شب را تاريك گردانيديم و آيت روز را براي كار روشن».
تعيين زمان، براي امور معاد و معاش
خداوند وضع تكوين و آفرينش را منظم و مقدر معرفي ميكند، به همين تناسب، تكاليف شرعي و امور معاد و معاش را نيز با تقدير و اندازه تنظيم كرده و براي هر يك، زماني مقرر داشته كه هر كار در جاي خودش نيكوست؛ مثلاً روزه را در ماه رمضان و حج را در ماه ذيحجه قرار داده و براي هر يك ايام خاصي و زماني محدود تعيين فرموده است.
«و اذكروا الله في أيام معدودات»؛(33)
«و خدا را در روزهاي معيني ياد كنيد».
و در مورد روزه ميفرمايد: «أياماً معدودات»(34) «روزهايي معدود». هنگامي كه مردم از اختلاف شكل ماه از هلال تا بدر و از بدر تا محاق ميپرسند، خداوند ميفرمايد:
«به مردم بگو كه اين اختلاف، اوقات مردم و او قات حج را تنظيم ميكند».
«و يسئلونك عن الأهلة قل هي مواقيت للنّاس و الحجّ»؛(35)
در هر حال، از مجموعه اين آيات و امثال آن استفاده مي شود كه در اين جهان محدود هر چيزي را وقتي، و هركاري را زماني لازم است و وقت شناسي و تنظيم امور در اساس آفرينش مورد توجه آفريدگار متعال بوده است.
بدين جهت اولياي خدا در تنظيم و تقسيم اوقاتشان كمال دقت را مبذول مي داشتند تا بتوانند از دوران كوتاه عمر و دقايق گرانبهاي زندگي حداكثر استفاده را ببرند و در اثر همين برنامه ريزي و كوششهاي منظم توانستهاند آثار پر بركتي از خود به يادگار گذارند.
پينوشتها:
1. - نجم، 39.
2. - نساء،32.
3. -وسائل، ج14، ص22.
4. -فروع، ج5، ص350.
5. - فروع، ج1، ص350.
6. - خصال، ج2، ص59.
7. - بحار، ج23، ص6.
8. - داستانهايي از زندگي پيامبر (ص)، ص135.
9. - وسائل، ج12، ص11؛ تهذيب، ج2، ص98.
10. - همان؛ فروع، ج1، ص349.
11. - وسائل، ج12، ص14.
12. - فروع، ج1، ص351.
13. - طلاق، 30.
14. 24- فقيه، ج2،ص51.
15. - تهذيب، ج2، ص99.
16. - فروع، ج1، ص347.
17. - فروع، ج1، ص351.
18. - وسائل، ج12، ص39.
19. - وسائل، ج12، ص40.
20. - فروع، ج1، ص352.
21. - تهذيب، ج2، ص116.
22. - نهج البلاغه، ص344 (به نقل از: گفتار فلسفي، ج1، ص57).
23. - سفينة البحار، ج1، ص12.
24. - سفينة البحار،ج1،ص12.
25. - همان.
26. - كافي، ج5، ص75.
27. - كافي، ج5، ص78.
28. -فرقان، 2.
29. -هود، 7.
30. - فرقان، 59.
31. - توبه، 36.
32. -اسري، 12.
33. - بقرة،203.
34. - بقرة، 183.
35. - بقره، 189.
او را شرمنده و خجل خواهم کرد
با خونش ، خاکش را گل خواهم کرد
من هر چه کشیدم همه زیر سر اوست
امشب با آیینه دوئل خواهم کرد
به گزارش جهان به نقل از عصرامروز ، هر روز بسياري از معترضان به سياست هاي كشور انگليس در خيابانهاي لندن و ديگر شهرهاي اين كشور به بدترين شكل "سركوب " ميشوند تا مدعيان وجود آزادي بيان در كشورهاي غربي و كساني كه سنگ اين كشورها را به سينه ميزدند، اين روزها رويي براي بيان ديدگاه هاي خود و "آفتابي " شدن در انظار عمومي نداشته باشند.
اما از همه اين مدعيان آزادي بيان در غرب كه بگذريم؛ بايد ديد اين روزها برخي "خواص فرهنگي " كشور ما كه پس از حوادث انتخابات ۸۸ با پناه بردن به دامان كشورهاي غربي، سخنگوي بي جيره و مواجب آنها در پيشبرد اهداف شوم سياستمداران غربي شدند، اين روزها چه حرف براي گفتن دارند؟

اينكه حوادث اين روزهاي انگليس چقدر شباهت به حوادث ۲ سال اخير ايران دارد و اصلا نوع درگيري هاي انگليس، هدف از تجمع ها، معترضين انگليسي و ... شباهتي با اغتشاشگران فتنه ۸۸ دارند و جايگاه "حق " و "محق " در حوادث ايران و انگليس كجاست؟ جاي ساعت هاي تحليل و بررسي دارد و هدف از اين نوشته نيز بررسي اين حوادث نيست، اما نمي توان از يك نكته گذشت و آن اينكه برخي "هنرمندان " و به اصلاح "خواص فرهنگي " كشور كه پس از حوادث انتخابات ۸۸ مهمان هر روزه شبكه هاي ضد انقلاب چون بي بي سي فارسي، صداي آمريكا و ... بودند و سخن از حمايت از مردم ايران در پيشگاه اربابان انگليسي و آمريكايي مي راندند، اين روزها از اين همه جهل و سطحي نگري و "شكايت به بيگانه بردن " پشيمان نيستند؟

محمد حسيني مجري تلويزيون، فرشيد منافي مجري راديو و "محمدرضا شجريان " از جمله معروف ترين هنرمنداني بودند كه پس از اتفاقات سال ۸۸ به آغوش بيگانگان پناه بردند و البته سهم محمدرضا شجريان در برنامه هاي شبكه سلطنتي انگليس، بي بي سي از آن ۲ نفر بيشتر بود تا جايي كه اين شبكه مستندي هم در ازاي خوش خدمتي شجريان به سياست هاي آنها براي وي ساخت.
مصاحبههاي شجريان با بيبيسي فارسي، صداي آمريكا، سيانان، تلويزيون استراليا و ... به خوبي نشان داد كه شجريان هيچگونه اعتقادي به مباني اصلي نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از خواست و اراده عمومي ملت ايران است ندارد، به گونهاي كه در مصاحبه تيرماه سال ۱۳۸۸ با شبكه بيبيسي فارسي به نوعي مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاكيهاي فراواني را نثار شخص رئيس جمهور قانوني مردم ايران كرد. وي در مصاحبه ديگر با همان شبكه كشور بريتانيا اين بار نه رييس جمهور بلكه مستقيما حضرت امام خميني (ره) آن يار سفر كرده را در تيررس سخنان نسنجيده خود قرار داد و از اين كه صدايش بر تصاوير پياده شدن امام راحل از هواپيما در سال ۱۳۵۷ از تلويزيون پخش ميشود به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه من اين آهنگ را براي ايشان نخواندهام!
شايد مهم ترين اقدامي كه شجريان در راستاي سياست هاي دولتهاي غربي انجام داد، خواندن تصنيفي بود به نام "زبان آتش "؛ تصنيفي كه سكانس آخر مستند بي بي سي فارسي در خصوص وي نيز به آن اشاره دارد و با پخش اين تصنيف مستند بي بي سي به پايان مي رسد، البته ديالوگ هاي آخر شجريان نيز جالب توجه است كه در پاسخ به سوال مجري كه مي پرسد: و آخرين ترانه اي هم كه شما خوانديد زبان آتش بود كه شعر مشيري بود و مدتها پيش گفته بود؟ اون چه ربطي به زمانه فعلي داره؟
شجريان: خوب بعد از انتخابات ما يه چيزايي ديديم كه حقيقتش ديدم كه بايد بگيم تفنگت رو بگذار زمين. آدم به روي برادرش كه آتش نميگشايد. حرف حسابي رو بايد جواب درست و حسابي داد.
وي در اين تصنيف مي خواند:
" تفنگت را زمين بگذار
كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن
من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن
ندارم جز زبانِ دل ، دلي لبريزِ از مهر تو "
و امروز مردم حق دارند بپرسند چرا شجريان تصنيفي با همين مضمون براي اتفاقات اخير انگليس نمي خواند تا خبرنگاران و مديران آزاد انديش! و مدعي حقوق بشر بي بي سي فارسي آن را با زير نويسي انگليسي از شبكه متبوعشان پخش كنند؟!
شايد اينكه شجريان فردي ايراني است و دليلي ندارد براي تقبيح و يا تشويق حوادث ديگر كشورها از هنرش استفاده كند، حرفي درست باشد، اما همين "ديگر كشورها " در آن ايام محرم دوره گرديهاي استاد بودند.
البته بماند كه آرمان انقلاب اسلامي و خميني كبير درباره هنر و هنرمند اين نبود، اما از اينكه نميبايست شجريان و افرادي چون حسيني و منافي حرف هر چند "حق " خود را پيش "غير " ميبردند تا آنها نهايت سوء استفاده را از آنها و هنرشان ببرد، نمي توان گذشت.
جناب شجريان! اين هم، كشور و شبكهاي كه با نقاب حقوق بشري هرچه خواست از شما و دوستانتان سوء استفاده كرد؛ ببينيد حال و احوال اين روزهايشان را و بخوانيد تصنيفي ديگر و طرحي نو دراندازيد...
جهاني شدن اقتصاد و نياز به دكترين مهدويت
نویسنده : ناصر جهانيان
چكيده
اين مقاله درصدد بيان چند مطلب است:
1. جهانيشدن اقتصاد يك واقعيت است؛
2. اين واقعيت با دكترين مكتب سرمايهداري، رفاه وخوشبختي به ارمغان نياورده و نميآورد؛ زيرا دكترين سرمايهداري به عدالت توجهي ندارد.
3. نياز به دكترين جديدي است كه همه مردم دنيا آن را درك و مطالبه كنند؛ دكترين عدالت اقتصادي مهدوي.
4. دكترين عدالت مهدوي ضمن تبيين شاخصهاي عدالت، احكام اسلام را در زمينة رشد اقتصادي پايدار و عادلانه به مردم شيفتة عدالت اعلام ميدارد و تحقق اين احكام را در سطوح ملي، منطقهاي و جهاني ضامن رفاه و خوشبختي همگان ميداند.
ادامه مطلب...
شبکه ایران- بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی در حوزه اقتصادی به دو دسته تقسیم میشود. یکی توفیقات اقتصادی سال 89 و دیگری توصیهها و فرامینی برای سال 90 که در ادامه، فهرستوار ذکر میشود.

الف: توفیقات اقتصادی سال 89
1. هدفمندی یارانهها
2. مدیریت مصرف
3. افزایش صادرات غیرنفتی
4. مواجهه با تحریمها
5. رفع تحریم بنزین و خودکفایی
6. اشتغالزایی
ب: اولویتهای اقتصادی سال 90
1. جهاد اقتصادی
2. تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی
3. اشتغالزایی
4. توسعه سرمایهگذاری بخش تعاونی و بخش خصوصی
5. صرفهجویی در مصرف آب
6. مشارکت مردم در اقتصاد
7. الزامات پیشرفت اقتصادی:
• روحیه جهادى
• استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه
• کشور به مسائل حاشیهاى مبتلا نشود
• حفظ اتحاد و انسجام ملى
ادامه مطلب...
نويسنده : علي مهاجر طوسي / منبع : جام جم آن لاین
صرف نظر از آرمان تحقق عملي اقتصاد اسلامي در جوامع مسلمان ، دستيابي به الگوي نظري جامع آن ، هدف بسياري از اقتصاددانان مسلمان بوده است.
محققان بسياري به بحث اقتصاد اسلامي وارد شده اند که رويکردهاي هر يک از آنان ادبيات خاص و نيز نقاط ضعف و قوت خود را داراست.
با اين همه چنان که پيداست براي برداشتي جامع و مانع از اقتصاد اسلامي هنوز به فرصت نيازمنديم. يکي از رويکردهاي مزبور در حوزه تحقيقات اقتصاد اسلامي به زبان فارسي رويکرد محققان حوزوي است که پس از سالها ممارست در علوم مختلف اسلامي وارد فضاي مباحث اقتصاد اسلامي شده و به تلاشي جدي براي نقد و اصلاح ادبيات اقتصادي با توجه به مفاهيم و ارزشهاي اسلامي دست زده اند.
ويژگي عمده اين رويکرد، به رغم سرشاربودن از مفاهيم ديني و آيات و روايات ، دوربودن از فضاي واقعي اقتصاد يا پديده ها و مناسبات اقتصادي جامعه است که مقدمه اي ضروري براي درک عميق و تحليل صحيح اقتصادي است.
ادامه مطلب...
نويسنده : اسماعيل نساجى زواره / منبع : ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 305
ارزش كار
كار و تلاش رمز بقاي يك جامعه است. در سيره پيشوايان معصوم(ع) فعاليّتهاي اقتصادي افراد ارزش بالايي دارد. آن بزرگواران كارگران و توليد كنندگان را بسيار تشويق ميكردند سيره عملي پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) اين بوده است كه بار زندگي خود را شخصاً به دوش ميكشيدند و هيچگاه براي تأمين ضروريات زندگي، خود را وابسته به ديگران نميكردند، اين امر بيانگر نوع نگرش آن برگزيدگان به دنيا و رابطه آن با آخرت است و بر انديشههاي انحرافي زهد مآبانه كه كار و توليد را با كمالات معنوي و مصالح اخروي در تضاد ميدانستند و يا افكار باطل ارباب مآبانه كه كار را وظيفه افراد پست و پايين جامعه ميدانستند، خط بطلان ميكشد.
ادامه مطلب...
پایگاه تحلیلی تبیینی برهان / بابک اسماعیلی :
سال 1389 با تمام فراز و نشیبهای خود در حوزههای مختلف به پایان رسید و به سال 1390 خورشیدی گام نهادیم. سال گذشته ، سالی که بنا به سنتی دیرین ، توسط مقام معظم رهبری، « سال همت مضاعف و کار مضاعف » نامگذاری شده بود ، علیرغم آنکه از منظر اقتصادی ، سالی سخت و پرزحمت برای مجریان و دستاندرکاران اقتصادی ایران بود ، اما در این سال ، اقتصاد ایران با عبور از یکی از مهمترین موانع پیشرفت اقتصادی خود ، یعنی هدفمند کردن یارانههای باز ، عملاً در مسیر جدیدی از تحول اقتصادی قرار گرفت.
سال 1390 نیز از چند جهت، به دلیل نقش برجسته در صفحهی تقویم اقتصادی ایران و تحقق سند چشمانداز، نقشی راهبردی در پیشرفت و خیز بلند اقتصادی کشورمان دارد. به همین دلیل رهبر فرزانهی انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود به ملت ایران، سال 1390 را سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری کردند:
«... این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسیترین مسایل کشور، و محور همهی اینها به نظر من مسایل اقتصادی است؛ لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسؤولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسایل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصهی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.»
برای دریافتن این اقتضائات زمانی اقتصاد ایران و آنکه چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال جدید را سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری کردهاند، میبایست نگاهی به تحولات اقتصادی ایران در سالهای گذشته و تحولاتی که در سال 1390 پیش روی اقتصاد ایران قرار دارد، بیندازیم.
ادامه مطلب...
نويسنده : حسين عيوضلو / منبع : فصلنامه راهبرد ياس
به منظور تحقق بخشي از اهداف تعيين شده در برنامه چشم انداز بيست ساله كشور، بر اساس بررسيها و تحليلهاي كارشناسانهاي كه اعضاي كميته اقتصادي مؤسسه فرهنگي هنري ياس طي جلسات مختلف خود به عمل آوردهاند، ميتوان معيارها و راهبردهاي زير را به عنوان بايستهها و لوازم حركت رو به تكامل نظام اقتصادي ايران در سال « جهاد اقتصادی » مطرح نمود:
بخش اول: موازين و اصول راهنما
1 - معيارهاي تصميمگيري در نظام اقتصاد اسلامي
براي آن كه بتوان مبناي روشني براي نظام تصميمگيري عادلانه در يك جامعه اسلامي با ملاحظه شرايط و مقتضيات زمان و مكان ارائه داد، شايد بتوان با تكيه بر معناي "وضع بايسته" در يك نظام اقتصادي براي معيار عدالت، عادلانه بودن يك نظام اقتصادي را با ملاحظه دو معيار ديگر اقتصادي به طور بهتري توصيف نمود. به همين منظور و براي توضيح بيشتر معيارهاي عدالت ميتوان از دو معيار: "كارايي" و "تراضي" نيز استفاده نمود.
ادامه مطلب...
نگاهی به مفهوم جهاد اقتصادی
در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت « جهاد اقتصادی » كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته است ، شش نكته حائز اهمیت است:
نكتهی اول اینكه مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً كلمهی جهاد یك تعبیر استعارهگونه و دارای معانی و دلالتهای خاصی است. كلمهی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق میشود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا میكند و همیشه صبغهی تقدس را در درون خودش دارد. نكتهی اول اینجاست كه به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون میبینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسئلهی مقدسی به اسم جهاد تلفیق میكنند.
ادامه مطلب...
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على النّبىّ الأعظم و الصّراط الأقوم و اشرف ولد ءادم؛ سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد؛ و على ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين؛ سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.

خداوند متعال را سپاسگزارم كه يك بار ديگر عمر داد و توفيق داد كه اين موقعيت بسيار مبارك و مغتنم را درك كنم؛ روز اول سال در جوار آستان حضرت علىبنموسىالرضا (ارواحنا فداه و صلوات اللَّه عليه). عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را تبريك عرض ميكنم به همهى شما برادران و خواهران و حضار عزيزى كه در اين مجلس باشكوه و باعظمت حضور پيدا كردهايد؛ چه در اين شبستان بزرگ، چه در صحنهاى متعدد كه مردم عزيز ما، برادران ما و خواهران ما در آنجا حضور دارند و سخن را ميشنوند. اين جمعيت در واقع نمونهاى از ملت ايران است. در اين روز، از نقاط مختلف كشور، از شهرهاى گوناگون، از راههاى دور و نزديك، مردم عزيز ما در اين بارگاه و در سايهى بلندپايهى حضرت ابىالحسنالرضا (عليهالسّلام) حضور پيدا ميكنند و متبرك ميشوند. برادران و خواهران مشهدى هم در اين جمع عظيم حضور دارند. به همه سلام عرض ميكنم و تبريك ميگويم.
ادامه مطلب...
بر امت قانعین مراد آمده است
از رهبر حق حکم جهاد آمده است
ای کاش که امسال شود سال ظهور
چون سال جهاد اقتصاد آمده است
زیر سایه ی ولی، احساس شادی می کنیم
کوری چشم سران فتنه و بیگانگان
چَشم آقا، ما جهاد اقتصادی می کنیم
- با یاد خدا آمده است سال نود
باید که جهاد اقتصادی بشود
با وحدت مسلمین و یاری خدا
آمریکا و صهیونیسم از بین برود
- امید که حق سرور و شادی بدهد
شوری چو نسیم بامدادی بدهد
امید که حضرتش در این سال جدید
توفیق جهاد اقتصادی بدهد
- بهر پیروزی ایران عدل و دادی می کنم
از همه فرمایش رهبر اطاعت می کنم
امر کردی رهبرا بر روی چشمان ترم
چشم آقا، من جهاد اقتصادی می کنم
- خداوندا تقدیر دوستان را در سال جدید به گونه ای قرار بده که در پایان سال در جهاد اقتصادی سر بلند باشند.
بهار مجاهدت اقتصادی بر شما دوست عزیز مبارک باد.
- اين سال جاري(1390) را ما بايستي متوجه كنيم به اساسيترين مسائل كشور، و محور همه اينها به نظر من مسائل اقتصادي است. لذا من اين سال را «سال جهاد اقتصادي» نامگذاري ميكنم و از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهاي ديگري كه مربوط به مسائل اقتصادي ميشوند و همچنين از ملت عزيزمان انتظار دارم كه در عرصه اقتصادي با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. حركت طبيعي كافي نيست؛ بايد در اين ميدان، حركت جهشي و مجاهدانه داشته باشيم. مقام معظم رهبری




جهاني شدن اقتصاد و نياز به دكترين مهدويت
نویسنده : ناصر جهانيان
چكيده
اين مقاله درصدد بيان چند مطلب است:
1. جهانيشدن اقتصاد يك واقعيت است؛
2. اين واقعيت با دكترين مكتب سرمايهداري، رفاه وخوشبختي به ارمغان نياورده و نميآورد؛ زيرا دكترين سرمايهداري به عدالت توجهي ندارد.
3. نياز به دكترين جديدي است كه همه مردم دنيا آن را درك و مطالبه كنند؛ دكترين عدالت اقتصادي مهدوي.
4. دكترين عدالت مهدوي ضمن تبيين شاخصهاي عدالت، احكام اسلام را در زمينة رشد اقتصادي پايدار و عادلانه به مردم شيفتة عدالت اعلام ميدارد و تحقق اين احكام را در سطوح ملي، منطقهاي و جهاني ضامن رفاه و خوشبختي همگان ميداند.
مقدمه
ديدگاه اسلام و انديشه اقتصادى اسلام در مورد جهانيشدن اقتصاد نه تنها مثبت، بلكه به مثابة آرماني است كه همواره در جان و دل اوليا و پيروان اين مكتب ريشه داشته و دارد. يكپارچگى اقتصادي ملتهاى مختلف در سراسر جهان آرمان اساسى انسان است. براي رسيدن به اين آرمان، بايد بر نقل و انتقال آزادانه كالا، انسانها، سرمايه و اطلاعات اعتماد و اتكا كرد.
ايجاد موانع ساختگى، تنها باعث عقيم ماندن آرمان رسيدن به وحدت بشر و افزايش رفاه همگانى است. با اين همه، در صورتى كه عدالت تأمين شود، يكپارچگى پايدار هم مىتواند تحقق يابد. وقتي پاي عدالت در ميان نباشد، به رغم پيشرفت، ابتدا ممكن است يكپارچگى پديد آيد، اما پس از آنكه ملتها پى ببرند كه مزايا و دستآوردهاى يكپارچگى بهطور منصفانه توزيع نمىشود، طرح يكپارچگى نقش بر آب خواهد شد.
جهانيشدن اقتصاد و رفاه
اقتصاد نوين جهانى، با وجود آنكه بر مقوله يكپارچگى اقتصادى پاى مىفشارد، جايگاه عدالت را در اقتصاد، بسان اقتصاد اسلامي مهم نميانگارد. از لوازم عدالت، برخورد برابر با هم قطار و نابرابرعمل كردن با نابرابرهاست؛ در همان حال كه صادرات كشورهاى صنعتى افزايش مىيابد، صادرات كشورهاى در حال توسعه نيز بايد افزايش يابد، بلكه بايد با نرخ بالاتر از كشورهاى صنعتى افزايش يابد تا به افزايش سهم اين كشورها در تجارت جهانى و كاهش شكاف بين كشورهاى فقير و غنى انجامد. با وجود اين، تا زمانى كه همه موانع از سر راه صادرات كشورهاى در حال توسعه به كشورهاى صنعتى برچيده نشده باشد، سهم آنها در صادرات جهانى افزايش مناسب، نخواهد يافت.
گسترش صادرات كشورهاى در حال توسعه، بدون دستيابى به توسعه شتابان به گونهاى كه توانايى آنها را براى توليد، جهت صادرات با قيمتهاى رقابتى ارتقا دهد، امكانپذير نيست. با كمال تأسف، اين توسعه شتابان در حال شكلگيرى نيست. در اين صورت، حاصل آزادسازى چيزى جز افزايش واردات كشورهاى در حال توسعه و نابودكردن ظرفيت توليدى از پيش ايجاد كرده آنان نيست.
نگاهي گذرا به آمارهاي رشد اقتصادي، نابرابري و فقر كشورهاي در حال توسعه ما را با اين واقعيت تلخ آشنا ميكند كه جهاني شدن اقتصاد نه تنها فقر و نابرابري را كاهش نداده كه حتي رشد اقتصادي را نيز به ارمغان نياورده است.
ادامه مطلب...
![]() | ||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| لينک هاي ديگر | ||||||||||||||||||||||||||||||
|
بیانات مقام معظم رهبری درحرم رضوی پیام نوروزی مقام معظم رهبری (فایل صوتی) پیام نوروزی مقام معظم رهبری (فایل تصویری)
|



















